|
گردش زمين بر اساس نجواي دروني دو نيمه گمشده مي باشد. زمين مي گردد تا هر نيمه اي نيمه ديگر خود را بيابد. چرخش زمين از زماني آغاز شد كه نيمه اي به دنبال نيمه گمشده خود شروع به يافتن كرد و تا آن دو يكديگر را بيابند نجواي دروني جريان دارد و هنگامي كه يافتند نجوا بين آن دو آغاز مي شود. نجوا ميان زن كامل و مرد كامل است كه زن با محبت و احترام به همراه نجابت زنانه با جان دل مي گويد و مرد با مردانگي و تواضع با گوش جان مي شنود. زبان ندارند با قلبشان با هم نجوا مي كنند و عشق جريان دارد. و از نجواي آن دو است كه طراوت در زندگي جريان مي يابد و زندگي معنا مي گيرد. گفتگوي دو دلداده است كه زير سايه رحمت خداوند كائنات شكل و فرم دايره. رنگ آبي و عطر گل یاس را به خود مي گيرد و اين نجوا همچون گوهري در دل صدف كائنات مي درخشد. هر نجوايي آغازش با شكرگذاري و پايانش با آرزوي ديدار و همنشيني در جهان ابديست. نجوا زمان و مكان ندارد از آغاز آفرينش انسان نجواي حضرت آدم و هوا تا انتهاي زمان و مكان مي باشد. (نجواي دو دلداده را تنها خدا مي شنود.) نویسنده : محمد رضا نیک سیرت |