شما مجاز به دیدن این منبع نیستید.
شما باید وارد شوید وب سایت نیک سیرت
وب سایت نیک سیرت وب سایت نیک سیرت
منوی اصلی
صفحه اصلی
معرفی سبک
مجسمه ها
شناسنامه هنری
امتیازات طرح
امتیازات آثار برتر
اسطوره
اخبار
گالری
کلیپ مجسمه ها
وبلاگ
تماس با ما
English Website
تصویر اتفاقی
modern_04.jpg
محبوبترین ها
آمار بازدید از سایت فارسی
آمار بازدیدها از تاریخ 86/04/01
 
صفحه اصلی arrow اسطوره arrow اسطوره پیر مغان
اسطوره پیر مغان

 

modern_06

در سحرگاه يك سال نو، در زمان قبل از فجر صبحگاهي ندايي برآمد كه اي پير؛ اينك زمان ديدار تو با يگانه معبودت فرا رسيده است، آماده سفر باش.
پير مغان كه نعمت بر آن تمام شده و در جواني پير ره و دل گشته بود، نفسش به شماره افتاد و رو به مريدان كه انتظار شنيدن آخرين پند در چشمانشان موج ميزد فرمود:
اكنون مي خواهم راز راه را از بيراه بر شما فاش كنم و رسالت خود را در اين دنيا به پايان رسانم.
از شما مي خواهم كه با چشم دل ببينيد و با گوش جان بشنويد كه اين عصاره پند است.
در ابتدا جهان به يكباره بر شما روشن مي شود و شما شاهد جوي آبي هستيد و چند پله كه بالا مي روند تا به سطحي هموار مي رسيد.
جوي آب همان كودكي شماست كه با گذر از آن طراوت زندگي را احساس مي كنيد و از پله ها كه تجربه و دانستنيهايي است كه زندگي بر سر راه شما قرار داده بالا مي رويد تا به سطح هموار يا همان بلوغ خود مي رسيد. در پيش رو پله هايي است كه از آن پايين مي آييد و دوران نوجواني را طي مي كنيد تا به جايي
مي رسيد كه از حركت باز مي مانيد، چرا كه راه هاي بسياري مقابل شما ظاهر مي شود و براي ادامه بايد يكي را برگزينيد.
تجربه هايي كه پشت سر گذاشته ايد راهها را نيمه روشن مي كنند و با هر فكر تازه مسير جديدي را در پيش رو مي بينيد. هر راهي كه بيشتر نظر شما را به خود جلب مي كند روشن تر مي شود و شما با تفكر خود چراغي در راه برمي افروزيد و مسير بر شما آشكارتر مي شود.
سعادت از آن كساني است كه در انتخاب مسير خود بر خدا توكل ميكنند و از او ياري مي جويند و خداوند از ميان راه هاي بسيار انتهاي راهي را بر ايشان آشكار مي سازد و در طول مسير رسالتشان را يادآور مي شود كه مبادا به بيراهه روند.
هنگامي كه تصميم مي گيريد و قدم در راه مي گذاريد،‌راه كاملاَ روشن مي شود و مجسمه هايي كه در آن قرار دارند جان گرفته و با شما و يكديگر شروع به صحبت ميكنند و هريك در راه زندگي شما نقشي ايفا مي كنند.
مانند اين لحظه كه شما در مسير خود با من برخورد كرديد و من با سخنانم رسالت خود را انجام ميدهم و بعد با شما بدرود مي گويم، اما بدانيد كه دعاي من تا پايان راه با شما خواهد بود.
آگاه باشيد كه تعداد محدودي در رسيدن به هدف ياريتان مي كنند آنهم تا زماني كه مسيرشان با شما يكي باشد در كنارتان گام برمي دارند. گروهي با حسادت و نفرت شما را به زمين ميزنند و گروهي دست دوستي
مي دهند وشما را ياري مي كنند. تعدادي شما را مورد تمسخر قرار داده و تنها اندكي به شما آفرين مي گويند.
اين شما هستيد كه با توكل بر خدا دل را قوي و قدم هايتان را محكم تر برمي داريد چرا كه اين راه، مسير زندگي شماست و بايد كه استوار باشيد، حال چه به دنبال كسي كه بيرق در دست دارد و شما را راهنماست و چه خود بيرق در دست داشته باشيد.
سكوت كنيد و دل به راه بسپاريد و بسيار سجده كنيد و آگاه باشيد خاكي كه بر پيشاني و زانوانتان است نشان لياقتي است كه شايسته نعمتهايي هستيد كه خداوند بر شما ارزاني داشته.
هوشيار باشيد كه بيراهه هاي بسياري به راه شما ميرسد و با بازگو كردن آرزوهاي خود بر ديگران بيراهه اي از مسير خود به راه آنها ميزنيد و مجسمه هاي آنها به مسير شما راه مي يابند و گاه شما را به راه خود دعوت و يا با غيبت و دروغگويي به بيراهه مي كشانند.
هر چه باشد زمان راه بيشتر از عمر كوتاه دنيا نخواهد بود، پس زماني براي بيراهه رفتن نيست.
از كساني كه در راه شما گام برمي دارند تنها بخواهيد كه برايتان دعا كنند، مخصوصاَ دعاي پدر و مادر كه ندائي ملكوتي دارد و چون نسيمي خنك در راه با شما همسفر مي شود.
در آخر مسير اگر وعده ديدار در ظلمات بود كه خدا بر شما رحم كند و اگر در فجر بود شما را بشارت باد كه فرشتگان بوسه مي زنند و پروردگار شما را به نام فرا مي خواند.
اكنون زمان فجر است و طنيني كه در فضاست گويي كه نام مرا مي خواند.
رنگ رخسار و آرامشي كه در پشت پلك هاي پير مغان نهفته بود،خبر از آسايشي ابدي مي داد.
جهان روشن شده و مريدان مي گريستند.
امروز مجسمه پير مغان در مسير هركه حضور دارد اين راز را بر او فاش مي كند و دعاي خير خود را بدرقه راهش.

نویسنده : محمد رضا نیک سیرت